شمارهٔ ۲۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها
که اقبال تو آسان کرد بر ما حلّ مشکلها
الا ای کعبة مقصود رخ بنما که تا عمری
درین وادی به امید تو پیمودیم منزلها
ره گم کرده چون یابم کزین جمّازه آرایان
به گوشم مختلف میآید آواز زلازلها
مگر تقدیر شد یارب که کشتیهای مشتاقان
ازین گردابها هرگز نبیند روی ساحلها
ره پست و بلندی دارد این وادی خبر دارم
سبک بندید ای جمّازهداران بار محملها
چنان افتاده بارو خر گرانباران دانش را
که تا روز جزا بیرون نمیآیند ازین گلها
به پای جسم نتوان رفت ره فیّاض امدادی
که بار از دوش برداریم و بربندیم بر دلها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با دعوت از ساقی برای پر کردن جام و نوشاندن آن به شاعر آغاز میشود. شاعر به توکل به خوشبختی و امید اشاره دارد و از کعبه به عنوان مقصد نهایی یاد میکند. او از گم شدن در این مسیر در ابهام و آشفتگی سخن میگوید و به مشکلات زندگی و تقدیر اشاره میکند. در ادامه به بار گران دانش و معضلاتی که بر دوش انسانهاست پرداخته و تأکید میکند که نمیتوان از طریق جسم به مدد و یاری رسید و باید بار سنگین را کنار گذاشت و بر دلها توجه کرد. شعر نشاندهندهی تلاش شاعری است که در جستجوی شادی و حقیقت است، در حالی که با چالشهای زندگی دست و پنجه نرم میکند.