شمارهٔ ۲۹۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
نالة من خاکها در کاسة افلاک کرد
سر به گردون گر رسد افتادگی دستار ماست
آتش مادر تواضع سجده پیش خاک کرد
آب عصمت میچکد از ساغر سرشار ما
عاقبت آلودگی دامان ما را پاک کرد
دل به تلخی تا نهادم میچکد شهد از لبم
صبر آخر در مذاقم زهر را تریاک کرد
کرد تا روشن سواد چین پیشانی دلم
لذّت صد جنگ را در آشتی ادراک کرد
باغبان در باغ بهر طلعت میخوارگان
هر طرف آیینهها روشن ز برگ تاک کرد
شعلة دیدار گل آتش به گلشن میزند
بلبل اینجا خانه را دانسته از خاشاک کرد
دهشت دریا مرا محروم طوفان کرده بود
کشتیم را خندة موج این ئچنین بیباک کرد
لب به حسرت بسته بودم لیک فیّاض این غزل
باز آه سرد را در جانم آتشناک کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت دلنواز شب و تأثیر آن بر طبیعت اشاره میکند. نماز شام به عنوان شبی خاص توصیف میشود که حتی خورشید نیز تحت تأثیر زیبایی آن فرو میآید. نسیم و زلف معشوق بر دل و جان شاعر تأثیر میگذارد و او را به تفکر و تأمل میکشاند. شاعر به زیبایی باغ و بلبل در آن شب اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که با وجود عدم فریب زلف، همچنان در دام زیبایی معشوق گرفتار است.