شمارهٔ ۲۹۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق ظاهر نمیتوانم کرد
کشف این سرّ نمیتوانم کرد
چه دهی توبهام دگر زاهد
من که آخر نمیتوانم کرد
مردم از حیرت و ترا در عشق
متحیّر نمیتوانم کرد
چه کنم تا تو فهم عشق کنی
سحر ساحر نمیتوانم کرد
چه کنم عاشقی اگر نکنم
چون تو کافر نمیتوانم کرد
ساده دلتر از آب و آینهام
حفظ ظاهر نمیتوانم کرد
گرچه فیّاض دانشم هِر را
فرق از بِر نمیتوانم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و عشق نوشته شده است. شاعر بیان میکند که با زیبایی و جذابیت معشوق میتوان کارهای شگفتانگیزی انجام داد. اشاره به سرفرازی و عشقبازی و نیز حس ناز و زیبایی معشوق دارد. شاعر همچنین به قدرت و تاثیر عشق بر دلها و روحها اشاره میکند. او به تظلم زندگی و مشکلاتی که انسانها با آن مواجهاند، پرداخته و از توانایی چارهسازی در شرایط سخت سخن میگوید. در نهایت، به سختیهای سرنوشت و ناامیدی نیز اشاره میکند و حسرت بر طولانی بودن غم را به تصویر میکشد.