نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به آن قد سرفرازی می‌توان کرد

به آن رخ عشقبازی می‌توان کرد

به آن نازی که بر خود چید حسنت

به عالم بی‌نیازی می‌توان کرد

به رویت هر که زلفت دید دانست

که با خورشید بازی می‌توان کرد

چو دل بردی ز دست بیقراران

گهی هم دلنوازی می‌توان کرد

تظلّم می‌کند بیچارگی‌ها

که گاهی چاره سازی می‌توان کرد

جفا بس ای فلک کز یک شرر آه

هزار انجم گدازی می‌توان کرد

چه لازم کوتهی ای بختِ فیّاض

چو زلف غم درازی می‌توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تاثیرات عشق و زیبایی معشوق بر خود سخن می‌گوید. او به وصف حالات دیوانه‌وارش پرداخته و بیان می‌کند که هر جنبه‌ای از معشوق، از جمله چشم‌ها، ابروها و موهایش، او را به شدت مجذوب و دیوانه کرده است. شاعر از توانایی‌های معشوق برای تسخیر دل و عقلش نیز صحبت می‌کند و به حسرتی ناگزیر از عشق و گریه‌های بی‌وقفه‌اش اشاره می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی مسیر سخت و پر چالشی دارد، اما باز هم نمی‌تواند از جاذبه معشوق رهایی یابد.