نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمی‌گیرد

بلی آیینة خور تیرگی در دل نمی‌گیرد

دل آسودگان از دستبرد فتنه آزادست

کسی هرگز خراج از ملک بی‌حاصل نمی‌گیرد

چنان در خط و زلف او زبان شانه جاری شد

که گر صد عقده پیش آید یکی مشکل نمی‌گیرد

به نوعی عاجزم در عاشقی از دادخواهی‌ها

که بعد از قتل خونم دامن قاتل نمی‌گیرد

زدم گر دست و پا در خون ز بی‌تابی مکن عیبم

تپیدن را کسی فیّاض بر بسمل نمی‌گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار بیانگر احساس ناامیدی و longing (دلتنگی) شاعر هستند. او از درد و رنجی که در درونش احساس می‌کند صحبت می‌کند و به دنبال امید و درمانی است که به او دست نمی‌دهد. در عین حال، او به زیبایی‌های عشق و خوشی‌هایی که در زندگی وجود دارند اشاره می‌کند، اما هنوز نمی‌تواند به آن‌ها دست یابد. شاعر در نهایت از تلاش خود برای رسیدن به وصال معشوق می‌گوید، ولی موفق به این کار نمی‌شود و همچنان در حالت دلتنگی و انتظار باقی مانده است.