نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ویرانه دلی دان که محبّت نپذیرد

آباد خرابی که عمارت نپذیرد

ذوقی ندهد دل که غم عشق ندارد

پژمرده چو شد غنچه طراوت نپذیرد

هر سنگ که از جنس دل تست به سختی

سازند گرش آینه صورت نپذیرد

گر نگذرمت هیچ به خاطر چه شکایت

آیینة خورشید کدورت نپذیرد

تأثیر مجو از نفس سرد ریایی

کاین نالة بی‌درد سرایت نپذیرد

از زهد و ریاضت چه اثر طینت بد را

ذات نجس العین طهارت نپذیرد

فیّاض بکش دست غم از تربیت دل

کاین شوره زمین هیچ عمارت نپذیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حزن و اندوه ناشی از دوری معشوق اشاره دارد. شاعر شب را به خاطر جدایی از محبوب، پر از غم می‌بیند و صداهای ناراحت‌کننده‌ای مانند جغد را نمادی از بی‌تابی خود می‌داند. او توصیف می‌کند که عشق به حدی شدید است که حسادت دلبران دیگر نیز در آن موج می‌زند و به شعله‌ور شدن دل او می‌انجامد. دل او از یاد لب لعل معشوق می‌تپد و از آتش عشق رنج می‌برد. همچنین، شاعر به نوبهار و گریه‌های بی‌پاسخ خود اشاره می‌کند و در انتها از بی‌تابی‌اش در گفتگو با محبوب می‌گوید که لبخند او بر درد او افزوده و حسرتش را دوچندان کرده است.