نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد

نوای جغد آتش بی‌تو در ویرانة ما زد

چنان در قتل ما بازار رشک دلبران شد گرم

که خود را شعله بی‌تابانه بر پروانة ما زد

دل از یاد لب لعلش به خون شعله می‌غلتد

چه می‌بود اینکه آتش در دل پیمانة ما زد

نبود از نوبهار گریة ما هیچ تقصیری

که برق آفتی پیدا شد و بر دانة ما زد

چو عرض درد دل کردیم فیّاض از حیا پیشش

لبش صد خنده بر تقریر بی‌تابانة ما زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات و تجربیات عمیق خود در عشق و یادگارهای آن می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که عشق او را در وضعیتی اضطراری قرار داده و آرزو دارد که از جمع آن عشق و زیبایی‌ها برخیزد. همچنین، به تأثیر شنبه و نگرش خود نسبت به دنیا اشاره دارد، و این که اگر چه ممکن است غم و یأس وجود داشته باشد، اما باید امید به بهار و زیبایی را حفظ کرد. در نهایت، اشاره‌ای به خطرات زندگی و قدرت عشق دارد که همچنان او را به جلو می‌برد.