نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جو آید در چمن از عندلیبان شور برخیزد

به تعظیم نسیمش بوی گل از دور برخیزد

مشام آرای گلشن چون شود بوی سر زلفش

ز خواب سرگرانی نرگس مخمور برخیزد

نقاب زلف چون از پیش ماه چهره برگیرد

به هر جا سایه افتد شعله‌های نور برخیزد

چنان شهد غمش در کام جان‌ها لذّتی دارد

که ماتم‌گر نشیند با غم او سور برخیزد

به مرهم عمری ار داغ تو در یک پیرهن خوابد

چو برخیزد سیاهی از سر ناسور برخیزد

دلم با داغ عشقت در لحد آسایشی دارد

که در محشر عجب دارم اگر از گور برخیزد

نشیند گرد باد از پا ز شرم شورشم فیّاض

درین صحرا غبارم هر کجا از دور برخیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج‌هایی که بر دوش دارد سخن می‌گوید و بیان می‌کند که محبت و احساساتش هم به همین اندازه تحت تأثیر این مصیبت‌ها قرار دارد. او به شکست‌های قلبی و ناتوانی در فراموش کردن آن‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر تلاش کند، نمی‌تواند از بار غم برپاخیزد. شاعر احساس ناامیدی و یأس را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که بر خلاف میلش، نمی‌تواند از مشکلات و غم‌ها رها شود. در واقع، او به عمق اندوه و ناکامی‌های خود می‌پردازد و می‌گوید که این درد به حدی است که حتی از دلش هم نمی‌تواند آه بکشند.