نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ناله از دل تا به لب از ضعف مشکل میرسد

گوش اینجا کی به داد نالة دل میرسد

جذبة محمل‌نشین گر تن به سستی در دهد

شوق بی‌طاقت کجا در گرد محمل میرسد

تا نباشد گرمی اشکم شراب نارس است

بادة خون جگر از آتش دل میرسد

گر به قتلم راضیی اندیشة تاوان مکن

خون عاشق گردیت دارد به قاتل میرسد

در فسون فیّاض هر دم کاروان در کاروان

چشم مستش را خراج از چین و بابل میرسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره عشق، آرزوها و ناامیدی‌ها می‌پردازد. شاعر می‌گوید که کسی نمی‌تواند با سخنان او ارتباط برقرار کند و دل او به کلمات به‌راحتی تسکین نمی‌یابد. او به مرتبه‌ای از شوق دست یافته که کسی که در طلب او باشد، نمی‌تواند به او برسد. همچنین، شعر به تأکید بر حسرت و ناخوشی ناشی از دنیای فانی اشاره دارد و بیان می‌کند که امید و آرزوها به تنهایی نمی‌توانند مشکلات را حل کنند. در نهایت، شاعر به قمار زندگی اشاره می‌کند که در آن برنده شدن و باختن هیچ‌کدام رضایت‌بخش نیست و زیان شخصی به از سود دیگران است.