نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به باغ سبزه چو بیند خطت به سر خیزد

پی تواضع قد تو سرو برخیزد

بهار خط تو اول ز پشت لب سر زد

که سبزه از طرف چشمه بیشتر خیزد

خیال آن مژه هر گه درآیدم به ضمیر

به جای ناله ز دل نوک نیشتر خیزد

ترشّح مژه آبی نزد بر آتش من

مشخّص است چه سیرابی از شرر خیزد

اثر در آن دل سنگین نمی‌کند هر چند

هزار نالهٔ سر تیزم از جگر خیزد

به نقش پای درافتادگی برم غیرت

که چون فتد نتواند ز جای برخیزد

گه نظاره ز طغیان خون دل فیّاض

گمان مبر که نگاهم ز چشم تر خیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی حالاتی را به تصویر می‌کشد که در آن دعا و نیایش به الوهیت و عشق بین انسان‌ها و خدا پرداخته شده است. شاعر با بیان تصاویری از آتش عشق و شعله‌های زندگی، به جستجوی وصل و بیان دردهای دل می‌پردازد. او به شب و صبح اشاره می‌کند که نمایانگر امید و نوید روز جدید است. همچنین، به وجود نعمت‌ها و تلخی‌های زندگی اشاره کرده و از حسرت‌ها و آرزوهای بیدلان می‌گوید. در نهایت، شاعر به اهمیت ایمان و دین در زندگی انسان تأکید می‌کند و از سرگذشت و بلای دین و مذهب سخن می‌گوید.