شمارهٔ ۳۳۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
صد دل تهی شد و دل دیوانه پر نشد
چون شیشه سر به سجده نبردم که از غمش
سجّادهام ز اشک چو پیمانه پر نشد
عمریست تا فسانة غم گوش میکنم
گوش دلم هنوز ز افسانه پر نشد
داغ فراخ حوصلگیهای مشربم
صد خانقه تهی شد و خمخانه پر نشد
ناید به تنگ سینة فیّاض از غمت
از گنج هیچگه دل ویرانه پر نشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تمثیلهای زیبا به عشق و زیبایی معشوقهاش اشاره میکند. او از دلتنگی و شگفتی خود در وصف زیباییهای معشوق میگوید و به تهمتهایی که دیگران درباره عشقش میزنند، اشاره میکند. شاعر احساس میکند که با دیدن زلف معشوق، تمام شبهایش روشن میشود و او را در دنیای غریبیش تنها گذاشتهاند. همچنین، او به دشواری وصف زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که قلم در وصف لبهای خندانش حیران مانده است. این اشعار با احساسات عمیق و تصاویر زنده، زیبایی و غم عشق را به تصویر میکشد.