شمارهٔ ۳۳۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
از ترّدد نفسی در برم آسوده نشد
تا گل ساغر می لب به شکر خنده گشاد
بلبل شیشه ز شیون دمی آسوده نشد
تا به سودای تو ما را طمع خام افتاد
چه زیان بود که بر بوده و نابوده نشد!
کس ندیدیم که در دام فریبی نفتاد
دامن همّت ما بود که آلوده نشد
این چه حال است که از حال نکویان فیّاض
هیچ چیزی به جز از حسرتم افزوده نشد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی طبیعت و عشق اشاره دارد. بهشت و بهار به واژههایی زیبا و دلربا توصیف شدهاند که نشاندهندهی زیبایی معشوق است. شاعر احساسات عمیق و اندوهی را بیان میکند که ناشی از جدایی یا نرسیدن به معشوق دارد. او از اشکال مختلف عشق و خلوص در روابط سخن میگوید و از تأثیرات منفی بیوفایی و سنگدلی مینالد. در نهایت، شعر به نوعی از التیام یا امید به بهبودی اشاره میکند اما همچنان تلخی جدایی و درد را حس میکند.