شمارهٔ ۳۴۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رسم سرایت نفس ناتوان نماند
تأثیر در قلمرو آه و فغان نماند
عمریست نام اهل وفا کس نمیبرد
دردا که آتشی هم ازین کاروان نماند
عرض نفس چه میبری ای عندلیب زار
گوشی که نالهای شنود در جهان نماند
دودی برآور از خس و خاشاکم ای اجل
کاین مرغ را علاقه در این آشیان نماند
ای تشنه آب عزّت خود بر زمین مریز
کآب گهر درین صدف آسمان نماند
در باغ عمر حاصل نخل امید ما
چیزی جز آبله به کف باغبان نماند
فیّاض پیش اهل وفا یادگار ما
جز نام مهربانی ما بر زبان نماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به longing و شوق خود برای معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که جدایی از محبوبش او را دچار درد و حسرت کرده و هیچکس نمیتواند احساسات او را درک کند. شاعر روایت میکند که عشق او، همواره در دل و دیدهاش قرار دارد، اما از ابراز آن ناتوان است. همچنین او به زیبایی و حسرت گلها در دامن محبوبش اشاره میکند و میگوید که فهم و درک احساسات عاشقانهاش تنها در فهم اوست. در نهایت، او به سرنوشت عشق و وابستگیاش به وصال و بوی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که شادی و امید او از همین وصل به دست میآید.