نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند

از رشک، خم به قامت محراب داده‌اند

کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد

این تیغ را به زهرِ نگه آب داده‌اند

می می‌چکد ز نغمة مطرب، چه آفتند

این ساقیان که باده به مضراب داده‌اند!

ما را که در غم تو کتان‌پوش طاقتیم

گشت تبسّم گل مهتاب داده‌اند

دل را ز خار خار تمنّای وصل خویش

خوبان فریب بستر سنجاب داده‌اند

کنج لب پیاله به بوسی نمی‌خرند

آنان که خط به خون می ناب داده‌اند

آنان که پی به راه توکّل فشرده‌اند

از دل برون کرشمة اسباب داده‌اند

طوفان فتنه دامنشان تر نمی‌کند

دریا دلان که رخت به سیلاب داده‌اند

جرمش چه زین، که بر مژه یک دم قرار نیست

اشک مرا که جلوة سیماب داده‌اند

ما را ز عکس طّرة رخسار گلرخان

شب داده‌اند و گوهر شب تاب داده‌اند

فیّاض از تغافل چشم بتان مرنج

مستند و دل به ذوق شکر خواب داده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مفهوم توکّل و عشق است. شاعر به کسانی اشاره می‌کند که به راه توکل و رضا دست یافته‌اند و از دردهای زندگی با شادی عبور کرده‌اند. او به ساغر عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق و توجه از غفلت‌ها و نادانی‌های بشر حاصل شده است. شاعر همچنین به تأملات و احساسات عمیق خود در مواجهه با زیبایی‌های طبیعت، به ویژه گل و بلبل، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این احساسات از عواطف و تجارب انسانی نشأت می‌گیرد. به طور کلی، شعر بیانگر تلاش انسان برای درک عشق، زیبایی و ثبات در میان چالش‌های زندگی است.