شمارهٔ ۳۴۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
مضمون تیره بختی ما را تمام خواند
من طفل مشربم ز فنون هنر مرا
چندان سواد بس که توان خطّ جام خواند
در داد جمله را به سر گِرد خوانِ غم
گردون صلای عامی و ما را به نام خواند
قسمت به روزنامة احوال من به سهو
صبحی نوشته بود ولی بخت، شام خواند
فیّاض تا زمن سبق خامشی گرفت
مشکل دگر تواند درس کلام خواند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات پیچیدهی شاعر نسبت به عشق و معشوق میپردازد. شاعر از بدعهدی و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که او را به زیبایی و لطافت ساختهاند، اما این زیبایی با درد و رنجهای دلش همراه است. شاعر احساس میکند که معشوق هیچگونه احساسی از وضعیت او ندارد و اطرافیان نیز به این بیخبری دامن میزنند. او از آسیبهایی که ناشی از رابطهی اینچنینی بوده، میگوید و به ناتوانیاش از دوری از معشوق اشاره میکند. در نهایت، شعر بر احساس تنهایی و بیکسی شاعر تأکید دارد و نشان میدهد که او به شدت تحت تأثیر عشق خود قرار دارد.