نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون خوی دلبران ز عتابم سرشته‌اند

همچون تبسّم از شکرابم سرشته‌اند

شیخم ولیک شوخی طفلانه می‌کنم

کز رنگ و بوی عهد شبابم سرشته‌اند

تا نالة حزین مرا گوش کرده‌اند

مرغان چراغ زمزمه خاموش کرده‌اند

کبکان ز نازکی سبق جلوة ترا

صد بار خوانده‌اند و فراموش کرده‌اند

اطفال گل چو گوهر شبنم ز نازکی

حرف ترا خریده و در گوش کرده‌اند

خوبان که گِرد چهره برآورده‌اند خط

این شعله را خوشند که خس‌پوش کرده‌اند

فیّاض از بتان نتوان چشم خیر داشت

آیینه را ببین که چه مدهوش کرده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل به احساس عشق و دلتنگی شاعر می‌پردازد و از عواطفی عمیق و سوزناک صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی‌ها و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشق او همچون آتشی در دلش می‌سوزد. او از مشکلات و رنج‌هایی که در راه وصال به معشوق دارد، صحبت می‌کند و به دوگانگی میان آتش عشق و غم سوختن بر اثر دوری اشاره می‌کند. در نهایت نیز اعلام می‌کند که در غم دوست جز سوختن راهی ندارد و به زیبایی‌های عشق و زندگی خود ادامه می‌دهد.