نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک بار نکردیم در آن دل اثری چند

شرمندة آزردن آه سحری چند

گر دامن پاکت نبود روز قیامت

چون عذر توان خواست ز دامان تری چند!

اسباب جهانگیری عشق است مهیّا

از آتش سودای تو در دل شرری چند

خونین گله‌ام زان مژه‌ها جوش برآورد

چند از رگ طاقت هوس نیشتری چند!

ننمود اثر چهره و زنگار برآورد

آیینة دل در کف آه سحری چند

از دل به سوی دیده شد از دیده به دامن

پروردگی‌یی یافت سرشک از سفری چند

فیّاض به خون مژه افسانة غم را

رفتیم و نوشتیم به دیوار و دری چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و درد ناشی از آن صحبت می‌کند. شاعر به بیدلان (عاشقان) اشاره می‌کند که دور از لب محبوب خود، به یاد آن لب‌ها مشغول به دل‌نگرانی و غم‌خواری هستند. او به شیرین‌ترین لحظات عشق اشاره می‌کند، اما در عین حال می‌گوید که در زمان او، این لب‌ها باعث اندوه و خونریزی عاطفی شده‌اند. همچنین اشاره می‌کند که عاشقان تا زمانی که جان در بدن دارند، به یاد معشوق خود رنج می‌کشند و از غم عشق می‌نوشند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که حتی اگر دیگران از عشق و معانی آن صحبت کنند، تنها دل‌سوختگان واقعی هستند که درد و خون عشق را تجربه می‌کنند.