نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند

برفروزی، همه اطفال چمن می‌سوزند

چه شوی گرم زبان بازی سوسن در باغ

بی‌زبانان جوانان چمن می‌سوزند

برمیفروز به قتل دگران چهره به ناز

که شهیدان تو در خاک کفن می‌سوزند

از دیار تو کسی را نرود پای برون

این غریبان همه در یاد وطن می‌سوزند

لقمة سفرة رو گرمی او نتوان خورد

عبث این گرسنگان دست و دهن می‌سوزند

شد به تاب از من و در بزم به کس حرف نزد

اهل مجلس همه در آتش من می‌سوزند

این چه گرمی است به گفتار تو امشب فیّاض!

که معانی همه در باب سخن می‌سوزند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر در مورد عشق و فداکاری است. شاعر به توصیف عشق عمیق و دردهایی می‌پردازد که از جدایی و دوری از معشوق بر دل عاشق می‌نشیند. او اشاره می‌کند که چگونه عشق می‌تواند انسان را به حدی برساند که جان خود را فدای معشوق کند و در چنین حالتی، زبان به مدح و ستایش او می‌گشاید. همچنین، او از تأثیرات عاطفی و زخم‌های عمیق ناشی از عشق صحبت می‌کند و اینکه چگونه در روز قیامت، کاستی‌ها و رنج‌ها را تحمل خواهیم کرد. ادامه متن به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر عاشق اشاره دارد و بیان می‌کند که اگر معشوق محبتش را نثار کند، عاشق چه کارهایی خواهد کرد.