نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند

بایدت خون خورد تا اشک تو رنگی بر کند

کی نهد لب بر لب ما از غرور حسن و ناز

آنکه بهر بوسه‌ای خون در دل ساغر کند

کوثرم خونابه شد بی‌او ولی در کام من

قطرة خونابه را یاد لبش کوثر کند

طفل شوخ من کش از لب شیرة جان می‌چکد

فرصتش بادا که نی در ناخن شکر کند

وادی دل پر خطرناک است کو فیّاض کو

نقش پای شیر دل مردی که این ره سر کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالتی از غفلت و بی‌خبری می‌پردازد. شاعر از خواب غفلت و دوری از واقعیت‌ها سخن می‌گوید و نگران آثار مرگ و زمان بر زندگی‌اش است. او خود را در مسیری ناهموار می‌بیند و تلاش دارد تا با دلی پر از غم، سنگینی بار خود را کم کند. احساس رنج و دردمندی شاعر از ناتوانی در بیداری و شناخت حقیقت، در کنار عشق و زیبایی آن شخص خاص، عمیقاً حس می‌شود. علاوه بر این، عشق به عنوان یک درس مهم در زندگی انسان‌ها مطرح شده است، که اگر به درستی درک نشود، از یاد می‌رود. خلاصه این شعر، تأکید بر اهمیت بیداری از غفلت و شناخت عشق است.