شمارهٔ ۳۶۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
مهرست کینه نیست که جا در دلش کند
ساغر به جرم اینکه لبی بر لبش نهاد
شیشه به سرزنش همه خون در دلش کند
آتش زند به بال و پر از شعلههای شوق
پروانهای که آرزوی محفلش کند
حسرت ببین که خنجر بیداد او همان
بعد از هلاک خون به دل بسملش کند
فیّاض در فریب تو چشمان جادوش
سحری نکردهاند که کس باطلش کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دلتنگی پرداخته و اشاره میکند که زندگی تحت تأثیر قدرت و اراده الهی است. شاعر از کشمکش درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که نمیتواند از درد و شوقی که در دل دارد، غافل باشد. او به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و آن را به هنری تشبیه میکند که تأثیر عمیقی بر روح و جان انسان دارد. در نهایت، شاعر از ناتوانی خود در برابر عشق و زیبایی سخن میگوید و حسرت و آرزوهای خود را به تصویر میکشد.