نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند

شیرة زهر هلاهل شربت قندش کنند

کس درین بیت‌الحزن بی‌بهره از آزار نیست

درد معشوق ار نباشد داغِ فرزندش کنند

نیست منع ناله ممکن ناتوان عشق را

گر به تیغ طعنه چون نی بند از بندش کنند

هر نهالی را که گیرد ریشه در گلزار عشق

برکنند اول زبیخ آنگه برومندش کنند

شورش دیوانه از هم بگسلد زنجیر را

مفت مجنونی که بی‌زنجیر در بندش کنند

جسم اگر خاکست و جان پاکست استبعاد نیست

بوتة خاری بود کز گل برومندش کنند

همچو فیّاضی ندارند این وفا پروردگان

تا به انواع جفا دانسته خرسندش کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون عشق، درد و جستجوی ارتباط عمیق انسانی اشاره دارد. خمخانه نماد جایی برای تفکر و صحبت‌های عارفانه است و شاعر از نوشیدن جام‌های پر از عشق و تجربه‌های عاطفی سخن می‌گوید. او این حسرت و زخم‌های درونی را به تصویر می‌کشد و می‌خواهد که این دردها را با احساسات عمیق شفا دهد. همچنین بیان می‌کند که بدی‌ها از طبیعت انسان دور نمی‌شوند مگر این که انسان‌ها با درد و رنج آشتی کنند. در نهایت، او به ارزش وصال و عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که عشق واقعی نیازمند خاموشی و صبر است.