نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند

خال را مردمک دیدة آیینه کند

چه توقّع دگر از عمر، جوانی چو نماند

شنبة ما چه گلی کرد که آدینه کند!

لذّت آنست که هرگز نپذیرد تغییر

تا کی این جامه شود پاره و کس پینه کند!

تا ابد کشتِ محبّت نکشد منّت ابر

سایه گر تیغ تو بر مزرعة سینه کند

حسرت روز فزونی به کف آور فیّاض

غم فردای تو تا کی هوس دینه کند!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف دردها و رنج‌های عاشقان می‌پردازد. او از جفا و بی‌رحمی کسانی که دل عاشقان را می‌آزارد صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که آنها با زیبایی و جلوه‌گری خود قلب‌ها را فریب می‌دهند. همچنین به نیکی و محنت عاشقان و تلاش‌هایشان برای قرار دادن محبت اشاره می‌کند، و در نهایت رابطه میان عشق و رنج را بیان می‌کند. شاعر به نوعی از بازی‌های محبت و جفا در دنیای عشق سخن می‌گوید و می‌گوید که هرکسی که در این رابطه بیشتر عزیز باشد، بیشتر رنج می‌بیند.