شمارهٔ ۳۷۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ناز تو رخنه در جگر شیر میکند
آیینه را نگاه تو شمشیر میکند
عکس تو زنگ از دل آیینه میبرد
ویرانه را خیال تو تعمیر میکند
بیم خجالت تو به بزم آه سرد را
در سینه همچو گریه گلوگیر میکند
اقبال غمزة تو به تأیید هر نگاه
ملک دلی برای تو تسخیر میکند
فیّاض وصل او به قیامت فتاد حیف
این وعده آرزوی مرا پیر میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق شوق و عشق است. شاعر از اشتیاقی صحبت میکند که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و احساسهای گوناگونی از جمله ناله و حسرت را به تصویر میکشد. او از اشکهایش و تأثیرشان بر احساساتش، به ویژه در عشق و انتظار وصال معشوق، سخن میگوید. این احساسات همچون گردباد و شعلههای آتش توصیف میشوند، و شاعر به زیبایی نشان میدهد که چگونه عشق و شوق میتواند انسان را به وجد آورد و در عین حال درد و رنجی را نیز به همراه داشته باشد. در نهایت، شعر به این نکته اشاره دارد که در مسیر عشق، اشک و نالهها جزئی از سفر محسوب میشوند و باید به آنها احترام گذاشت.