نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خم خانه جای صحبت اشراقیانه است

گو جام‌ها به خون فلاطون وضو کنند

هان پر کن از سبوی می ناب کاسه‌ای

زان پیشتر که کاسة سر را سبو کنند

خونم ز دیده باز ناستد مگر دمی

کاین زخم را به رشتة حسرت رفو کنند

از بیغمان کدورت خامی نمی‌رود

خود را به خون شعله اگر شست‌وشو کنند

تا پشت و روی کار مشخص کنند، کاش

روی ترا و آینه را روبرو کنند

بدخویی از طبیعت گردون نمی‌رود

تا آنکه اهل درد به این شیوه خو کنند

فیّاض وصل دوست به جان خواستی خموش

عشّاق این معامله کم آرزو کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و تأثیر عمیق عشق بر دل و جان شاعر پرداخته است. شاعر از جذابیت و سحر نگاه محبوب صحبت می‌کند که حتی در دل‌های سخت و ویران هم ترمیم و تغییر به وجود می‌آورد. همچنین، به احساسات پیچیده‌ای مانند خجالت و غم که ناشی از عشق است اشاره دارد. در نهایت، شاعر اذعان می‌کند که محبتی که تجربه کرده، او را پیر و دلسوخته می‌سازد، حتی در حالی که آن‌ها امیدوار به وصال هستند.