نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مه را غم هلال تو رنجور می‌کند

خورشید بر رخت نظر از دور می‌کند

چشمش نظر ز صفحة آیینه بر نداشت

خورشید من مطالعة نور می‌کند

لعل تو از تبسّم کوثر سرشت خویش

خون در دل حدیث لب حور می‌کند

پرویز را معامله با زر نرفت پیش

فرهادِ هرزه گرد چه با زور می‌کند

فیّاض موسم گل داغ جنون تست

آمد بهار و مرغ چمن شور می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بهار و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند، و نشان می‌دهد که هر کسی در جایی به آرامش و خوشی می‌رسد. همچنین، او به احساس تنهایی و ناکامی خود اشاره می‌کند که علیرغم آن، دلش همچنان به عشق و زیبایی خوش می‌کند. شاعر به تاثیر عشق و زیبایی بر زخم‌ها و داغ‌های درونیش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در میان سختی‌ها و رنج‌ها، تعلق خاطر به زیبایی‌ها او را تسلی می‌دهد. در نهایت، عشق و زیبایی برای او مرهمی بر دلش هستند.