نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قاصد بی‌غم کجا شرح ملالم می‌کند

نامه هم کی رفع وسواس خیالم می‌کند

پیکر کوه آب می‌گردد ز شرح درد من

کی تنک رویی چو کاغذ عرض حالم می‌کند

در میان حسرت و غم گه چو کوهم گه چو کاه

من ز غم می‌نالم و حسرت حلالم می‌کند

من که با یادش دمی هرگز نمی‌آیم به خویش

شوق بی‌طاقت چه تکلیف وصالم می‌کند!

آسمان فیّاض با کس در کهن‌سالی نکرد

آنچه با من طفل شوخ خردسالم می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و دردناک شاعر نسبت به دوست و عشقش است. شاعر اشاره می‌کند که اشک‌ها و آه‌های او تأثیرگذار هستند و می‌توانند دنیای اطرافش را تحت تأثیر قرار دهند. او از عشق و دوستی سخن می‌گوید که در آن مشکلات و جدایی‌ها وجود دارد، به‌ویژه اینکه احساس می‌کند دشمنی‌هایی از سوی نزدیکانش وجود دارد. همچنین به یادآوری امید و آرزوها پرداخته و به سرنوشت خویش و تلاش برای رسیدن به عرش معنوی اشاره نموده است. به طور کلی، پیام شعر ترکیبی از اندوه، عشق و آرزوی جستجوی کمال است.