نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

موج اشکم ابر را آلوده دامن می‌کند

شعلة آهم چراغ برق روشن می‌کند

صحبت رنگین من مشکل که درگیرد به دوست

من به دامن خون دل او گل به دامن می‌کند

ناله‌ام در سینه می‌پیچد به یاد روی دوست

بلبل من در قفس هم سیر گلشن می‌کند

فرق بسیارست ای یاران ز من تا کوهکن

آنچه دشمن کرد با او، دوست با من می‌کند

با تو در غیرت نمی‌گنجد وجود دیگری

رشک از آنم هر نفس با خویش دشمن می‌کند

میرود از خویشتن از ضعف اگر گاهی به سهو

غنچة امید من یاد شکفتن می‌کند

ذوق عزلت گر چنین بر می‌دهد فیّاض زود

همّتم بر شهپر عنقا نشیمن می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسانی است. شاعر با تشبیهات مختلف به بیان درد و رنج‌های ناشی از عشق می‌پردازد. او به غنچه، شعله و زیبایی‌ها اشاره می‌کند که ممکن است دل را بشکنند. همچنین از زیبایی‌های ظاهری چون طره و ابرو صحبت می‌کند که در عین زیبایی، دل را به درد می‌آورند. شاعر احساس می‌کند که غم و رنج ناشی از عشق او را به جایی می‌رساند که به اندازه‌ای آسیب دیده که اگر دلش بشکند، هیچ جای تعجبی نیست. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در شرایط سخت هم عشق می‌تواند دل‌ها را بشکند.