نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند

تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند

آسان مگیر نالة زار مرا به گوش

کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند

در زیر پرده نشتر صد درد می‌خورد

این خون نغمه کز رگ طنبور شد بلند

در مجلس تو ما به چه رو سربرآوریم

خورشید در حوالیت از دور شد بلند

عاشق نظاره در دل هر سنگ می‌‌کند

آن آتشی که از شجر طور شد بلند

نام کسی به کوی فنا گم نمی‌شود

بر دارِ نیستی سر منصور شد بلند

فیّاض انتظار قیامت چه می‌کشی!

اینک ز سینه طنطنة صور شد بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان کننده حالتی از دل‌تنگی و آرزو برای آزادی و پرواز است. شاعر از ناهماهنگی بین دلبستگی‌ها و آرزوها سخن می‌گوید و به تصویر کشیدن امیدهای برآورده‌نشده و تلاش برای یافتن آرامش می‌پردازد. او در حالتی از ناامیدی و جدایی احساس می‌کند که دیگر نمی‌تواند در جایگاه قبلی خود آرام بگیرد و دلش به سوی خیالات و نغمه‌ها پرواز می‌کند. همچنین شاعر به تعبیراتی از عشق و دردهایی که در دل دارد اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که از حقیقت و رازهای درونی‌اش نمی‌تواند به آسانی بگوید. در نهایت، او با اشاره به حافظ شیراز، اهمیت شاعران و شعرایی را که او را به یاد زیبایی‌ها و خیال‌ها می‌اندازند، مورد تأکید قرار می‌دهد.