نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند

چو جست از دامگاهی مرغ، دیگر باز ننشیند

عجب دلکش فضایی عالم گم‌گشتگی دارد

که عنقا در هوایش یکدم از پرواز ننشیند

ز صد دام تعلّق جسته مرغ روحم ای مطرب

که جز بر شاخسار نغمه‌های ساز ننشیند

دل صیدی که از جا رفته بر امید صیّادی

به جای خود جز از آواز طبل باز ننشیند

ازین ناهمدمان مرغ دل رم خورده‌ای دارم

که جز بر آشیان چنگل شهباز ننشیند

ملامت دامنی می‌زن بر آتش گو همان بهتر

که جوش گریه‌های آرزوپرداز ننشیند

نگاهش جان گرفت از من مسیحا کی دهد بازم

ز یک سحر آنچه برخیزد به صد اعجاز ننشیند

زبان گفتگو بر بسته‌ام از درد دل لیکن

خموشی یکدم از اظهار حرف راز ننشیند

چو عاشق گشته‌ام آن به که با امیدتر باشم

چرا کس در میان عاشقان ممتاز ننشیند

چو راندی از درم دیگر مخوان کاین طایر وحشی

زهر آواز برخیزد به هر آواز ننشیند

ز دل شوری که شعر «طالب آمل» برانگیزد

دگر فیّاض جز از حافظ شیراز ننشیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسرت و یاد عیش‌های گذشته می‌پردازد. شاعر با توصیف شب‌هایی که تحت تأثیر زیبایی معشوق و نور مهتاب بودند، به بیداری بخت خود و خواب آسمان اشاره می‌کند. او از سال‌ها غم و اندوه در خانه‌ای در معرض طوفان عشق سخن می‌گوید، و شب بدون ماه را با بی‌قراری‌های دلش مقایسه می‌کند. شاعر احساسات شدیدی چون درد و اشک را به تصویر می‌کشد و با کنایه به زندگی و عشق، به تلخی و زیبایی هم‌زمان آن اشاره دارد. در نهایت، او به یاد آن معشوق فیاض، در میان مشکلات و دردهای عشق، به جستجوی آرامش می‌پردازد و همه این‌ها را در قالب تصاویری زیبا و شاعرانه ارائه می‌دهد.