نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را

دست می‌بوسد هنر آن شست تیرانداز را

مرکبش را مست نازی گفته‌ام کز هر خرام

در جلو می‌افکند چابک‌وشان ناز را

بلهوس را رام با خود کرد پُر بی‌عزّتی‌ست

گر نیاویزد به یک سو طرّهٔ طنّاز را

سحر و معجز را به یک دست آن پری می‌پرورد

می‌کشد در چشم جادو سرمهٔ اعجاز را

در هوای دام زلفش بال بر هم می‌زنم

من که عمری در قفس پرورده‌ام پرواز را

می‌رساند خویشتن را پیش شاهین شکار

برکشد چون در شکار آواز طبل باز را

گو‌ش‌ها خامست فیّاض اینقدر فریاد چیست

اندکی برکش ازین آهسته‌تر آواز را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی زیبایی و توانایی‌های هنری و ظرافت‌های دنیای عشق و هنر پرداخته است. شاعر با تشبیهات و نمادها، به این نکته اشاره می‌کند که دست هنر به اندازه‌ای زیبا و قدرتمند است که می‌تواند بر دل‌ها تاثیر بگذارد و هر آن چیزی که به آن نزدیک شود، را به تسخیر درآورد. او به حال و هوای خود نیز می‌پردازد و از ابراز عشق و شوق به معشوق خود می‌گوید، در حالی که در قفس احساسات گرفتار است. در نهایت، شاعر از زیبایی‌های عشق و هنر دفاع می‌کند و به نیازی به آرامش و صدای دلنشین در این جهان شلوغ اشاره می‌کند.