نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود

آیینة جمال تو گرداب نور بود

میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل

خورشید در حضور رخت بی‌حضور بود

خسرو به زور عجز قوی گشت عاقبت

فرهاد جان نبرد که کارش به زور بود

بخت سیاه بر ورق سرنوشت ما

چون خال سبز بر رخ خوبان ضرور بود

فیّاض راه طی شد و منزل نشد پدید

سرگشتگی نتیجة این راه دور بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به تنهایی و غم دل می‌پردازد. او از دلی سوخته و بی‌کس بودنش می‌گوید و به وصف احساسات عاشقانه‌اش می‌پردازد. گل و بلبل نمادهای عشق و آرزوهای برآورده نشده‌اند. شاعر به مشکلات و خطرات در زندگی اشاره می‌کند و از سردرگمی و گم‌شدگی در مسیر زندگی نگران است. در نهایت، او به لذت‌های زندگی اشاره می‌کند که به واسطه تلخی‌ها و مشکلات شیرین نمی‌شود. این اشعار ترکیبی از عشق، تنهایی، و پیچیدگی‌های زندگی را به تصویر می‌کشد.