نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود

آیینه چراغ سر بالین نفس بود

گل تا سحر از پرتو داغ دل بلبل

پروانة گرد سر فانوس قفس بود

در گشت گلستان تمنّای دو عالم

چیزی که نچیدیم گل باغ هوس بود

امروز ندانم ز چه دود دل ما شد

آن شعله که دیروز گل دامن خس بود

در قافلة پیش روی‌ها خطری هست

طی شد رهم از دولت پایی که به پس بود

در وادی گم‌گشتگی کعبة مقصود

بیم همه از رهزنی بانگ جرس بود

شیرین نشد از چاشنی لعل تواش کام

فیّاض که بر شهد تو یک عمر مگس بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که تمام کلام‌ها و احساساتش در ارتباط با او هستند. او می‌گوید که زیبایی و لطافت معشوق در هر جلوه‌ای از زندگی‌اش نمایان است و تمام احساسات و اشتیاق‌هایش به او مربوط است. شاعر همچنین به دردها و لذت‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند و به نوعی نشان می‌دهد که عشق به معشوق، حتی در سختی‌ها و دوری‌ها نیز در وجودش حس شده است. در پایان، او به راز و رازدارانه بودن ارتباطش با معشوقش تأکید می‌کند و به گوشه‌هایی از احساسات عمیقش اشاره می‌کند.