نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود

نیی از غنچه کم، سر در گریبان کن به بوی خود

مرا بی‌ابرو دارد فلک چون پشت آیینه

زنم در رنگ گوهر غوطه، گر در آبروی خود

پس از مردن مکن از زمزم آلوده‌ای زاهد

که چون جوهر در آب تیغ دادم شست‌وشوی خود

نمی‌رنجم اگر از سرکشی با من نمی‌سازد

که طبع شعله دارد، برنمی‌آید به خوی خود

ز رشک عارض گلگون او خون می‌خورد آتش

ولی از پختگی هرگز نمی‌آرد به روی خود

تو تا رفتی ز پیش من دگر خود را نمی‌بینم

بیا کز دوریت مردم به درد آرزوی خود

نمی‌آرد به گردون سر فرو فیّاض ما دیگر

که در آیینة همّت بلندان دیده روی خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به توصیف زلف معشوق و سایه‌اش پرداخته و نشان می‌دهد که عشق را نمی‌توان به سادگی درک کرد. او بیان می‌کند که در جایی که عشق وجود دارد، هیچ‌کس جسارت ورود ندارد و آفتاب نیز به آرامی در آنجا می‌تابد. شاعر به معانی عمیق و احساسات متناقض در دنیای عشق اشاره می‌کند، از جمله امید و ناامیدی وفاداران. در نهایت، به زیبایی‌هایی که در عشق وجود دارد و نیز زخم‌هایی که از عشق عمیق‌تر می‌شود، اشاره کرده است.