شمارهٔ ۴۱۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کم کنم شیون نمیخواهم که نقص غم شود
پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود
سالها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت
گر پری با مردم این الفت کند آدم شود
شور بختی بین که بر داغ دل بیطاقتم
سودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود
خاطر از برگ گل نازکتری داری مباد
گر وزد بر وی نسیم شکوهای در هم شود
هر که را درد تو دامنگیر شد فیّاضوار
دامن بیگانه گیرد دشمن و محرم شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و چالشهای آن پرداخته است. شاعر بیان میکند که در مسیر عشق، صلح و جنگ همواره وجود دارد و در مکانها و حالات مختلف، مشکلات و مانعها نمایان میشوند. او اشاره میکند که ناله و فریاد در دل، نیازی به آواز و بیان ندارد و دردهای درون، خود به خود خود را نشان میدهند. همچنین، او به دشواریهای عشق اشاره میکند و میگوید که حتی عشق به ظاهر زیبا، در باطن میتواند پیچیده و دشوار باشد. شاعر از بیثباتی دین و ایمان نیز سخن میگوید و اشاره میکند که باید مراقب وسوسهها بود. در پایان، او به جستجوی ارزشهای واقعی و از دست رفته اشاره داشته و میگوید که برای یافتن آنان، باید از زرق و برقهای دنیا فاصله گرفت و به درون خود نگریست. در مجموع، شعر به عمق احساسات عاشقانه و چالشهایی که با آن همراه است، میپردازد.