نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود

بوی گل از نسیم تو بر باد می‌رود

آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل

شیرین مگر به دیدن فرهاد می‌رود!

زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد

صید این چنین به کوچة صیّاد می‌رود

من شیشه دل به بزم بتان جای چون کنم!

آنجا سخن ز آهن و فولاد می‌رود

فیّاض غیر من که دل آزرده می‌روم

هر کس که می‌رود ز درش شاد می‌رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع گذر زمان و تأثیرات آن بر زندگی انسان می‌پردازد. شاعر به توصیف جوانی، پیری و عشق می‌پردازد و اشاره می‌کند که زمان به سرعت می‌گذرد و لحظات شیرین جوانی زود گذر هستند. شاعر به غفلت انسان‌ها از گذر عمر و بی‌وفایی زمان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید بر توانایی‌های مادی تکیه کرد، بلکه باید به عشق و شوق در زندگی توجه کرد. همچنین به این نکته اشاره می‌شود که فرصت‌ها سریعاً از دست می‌روند و باید قدر لحظات را دانست.