شمارهٔ ۴۲۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
که عمر رفته به امیّد یار باز آید
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در توصیف زیبایی و تأثیر چهره دلدار بر شاعر است. شاعر به یاد کبک میافتد که یادآور زیبایی دلدارش است و نقشکشی های دلدار باعث میشود تا نگاهش از روی گلها برگشته و به او خیره شود. او همچنین از رویای دلدار که هر شب بر بالینش میآید، سخن میگوید و میگوید که تنها شرم دلدار است که مانع از نشستن او در کنارش میشود. شاعر به دوست خود توصیه میکند که از نگاه دلدار بهره ببرد و از شادیهای لحظهها لذت ببرد، زیرا روزی آفتاب زیبایی دلدار بر سرش خواهد تابید.