شمارهٔ ۴۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمود از پرده رخ یارم نمیخواهم دلایل را
بیا از پیش من ای گریه بردار این رسایل را
از آن کنج لب شیرین غریبی بوسه میخواهد
چه میگویی جوابش؟ منع نتوان کرد سایل را
به من از علم اشراقی و مشّایی چه میگویی؟
که صد ره شستهام چون مشق طفلان این رسایل را
مسخّن دان دل تنگم مجسطی را نمیدانم
به بطلمیوس بگذار این مُمثل را و مایل را
حدیث وصل و حرف کیمیا یارب که پیدا کرد؟
که قولی در میان هست و نمیدانیم قایل را
شفادانان لعل یار فارغ از اشاراتند
نمیخوانند هرگز دفتر عرض فضایل را
میان ما و جانان حایلی خود نیست جز هستی
بیا فیّاض تا از پیش برداریم حایل را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل از احساسات عاشقانه و دشواری های عشق صحبت میکند. او از یار خود میخواهد که گریه و اندوه را کنار بگذارد و به او نزدیکتر شود. شاعر به زیبایی لب یار اشاره میکند و میگوید که حس بوسه از آنجا برمیخیزد. او همچنین اظهار میکند که اندیشهها و علمهای مختلف (اشراقی و مشایی) برایش بیمعنا به نظر میرسند و در عوض، دلش در پی محبت و وصال یار است. شاعر از موانع عشق میگوید و معتقد است که تنها مانع میان او و جانان، وجود هستی است، و میخواهد با کمک عشق و فیض، این حایل را بردارد. به طور کلی، این غزل بیانگر آرزوها و آرمانهای عاشقانه شاعر است که به دنبال وصال و نزدیکی با معشوق خود است.