نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید

دلم ز وادی حیرت به در نمی‌آید

هزار مرحله طی کرده‌ایم در هر گام

غنیمت است که این ره به سر نمی‌آید

غرض تسلّی شوق است از تمنّی وصل

اگر نه کام ز دیدار بر نمی‌آید

تنک دلان تو در بندْ این نپندارند

کدام کار ز آه سحر نمی‌آید!

مدام می کش و سرخوش نشین چو من فیّاض

کدام روز که خون از جگر نمی‌آید!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از درد و رنج خود سخن می‌گوید و به محدودیت‌هایی که در بیان احساسات و افکارش دارد اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که نمی‌تواند به راحتی از دل خود بگوید و کلامش را در درون خود حبس کرده است. شاعر به عدم موفقیت در برقراری ارتباط با دیگران و همچنین به ناکامی‌های روحی و عقیدتی خود می‌پردازد. همچنین نشان می‌دهد که حتی با وجود زیبایی‌های طبیعی و احساسی، او همچنان درگیر خجالت و عدم توانایی در ابراز وجود خود است. در نهایت، او به اهمیت و ارزش همت و اراده در تغییر وضع موجود اشاره می‌کند، اما نشان می‌دهد که در این شرایط، توانایی چندانی برای گره‌گشایی از مشکلات ندارد.