شمارهٔ ۴۳۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید
ازو صد شیوه میآید ولی این فن نمیآید
بهاری این چنین و در قفس من بیخبر از گل
به بخت من صبا هم گاهی از گلشن نمیآید
به آن دل آبروی نالهها بردم چه دانستم
که ناخنگیری از مومست از آهن نمیآید
چه شد عمریست کز تحریک موج گریة خونین
محیطم شب به طوف دورة دامن نمیآید
وفاداری از آن بدخو تمنّا داشتم عمری
چه دانستم که کار دوست از دشمن نمیآید
مرا زاهد به دین میخواند و کافر به ترسایی
به غیر از عاشقی کار دگر از من نمیآید
دلم فیّاض در عشق بتان از جوش ننشیند
ز آتش مردن آید، لیک افسردن نمیآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف دشواریهای دستیابی به عشق و حقیقت میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که برای رسیدن به هدفهای بلند و مقصودهای والا، باید از خودگذشتگی و تلاش زیادی کرد. در زندگی، گاهی امیدی وجود دارد که انسان را از گزندها دور کند و با تلاش میتواند به مقصود خود نزدیکتر شود. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که آدمی باید از خود و موانع درونی خود عبور کند تا به نتیجه برسد و در نهایت بیان میکند که بدون زحمت و تحمل رنج، نمیتوان به جاهای خوب و مطلوب دست یافت.