نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید

که در گلشن به یاد سرو او شمشاد می‌روید

بیا در بیستون و صورت شیرین تماشا کن

که حسن آنجا ز آب تیشة فرهاد می‌روید

خوشا بوم و بر کوی محبّت کز زمین آنجا

همه جان حزین و خاطر ناشاد می‌روید

بجان سختی دل از چنگ غمش نتوان به در بردن

گیاه مهر او چون جوهر از فوولاد می‌روید

سری از طوق قمری تا برون کردم عجب دارم

که در گلشن چرا سرو از زمین آزاد می‌روید!

به دل هر گه خیال ناوک مژگان او کردم

به هر مو از تن من خنجر جلّاد می‌روید

وصال یار خواهی نازکی از سر بنه فیّاض

برو کاین سبزه از بوم و بر بیداد می‌روید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به عشق و دردهای ناشی از آن اشاره دارد. شاعر احساس می‌کند که غم و رنج ناشی از عشقش می‌تواند در دلش لذت‌بخش باشد، حتی اگر غم دنیا او را آزار دهد. او به تحمل کردنی که بر اثر سختی‌های روزگار ایجاد شده اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود این صبر، ممکن است در آینده به شادی تبدیل شود. شاعر از معشوقش می‌خواهد که با لبخندی دلنشین او را شاد کند و به تأمل و شوق در زیبایی‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، او از تنهایی و خوشی حاصل از گفتگو با کسی که به او اهمیت می‌دهد، سخن می‌گوید و این لحظه را نیز لذت‌بخش می‌داند.