شمارهٔ ۴۴۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوشتر
که داد دلبران خوش باشد و بیداد از آن خوشتر
تغافلهای عاشق تازهتر از ناز معشوق است
رمیدن خوش بود از صید و از صیّاد از آن خوشتر
چنان محکم نهاده عشق بیبنیادی ما را
که ننهادست در عالم کسی بنیاد از آن خوشتر
جواب نور چشم پیر کنعان بوی یوسف برد
کسی هرگز جواب نامه نفرستاد از آن خوشتر
ز بس لطف از بتان تندخو خوبست نتوان گفت
که باشد با همه زیبندگی بیداد از آن خوشتر
به خاموشی شب از بیداد او درد دلی کردم
که نتوان کرد درد دل به صد فریاد از آن خوشتر
ز دنیا فکر عقبا مرد را فیّاض لایقتر
که فتح ایروان خوش شاه را، بغداد از آن خوشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن حسهای عمیق و پیچیده انسانی میپردازد. شاعر از غنچهای سخن میگوید که دلی سرشار از عشق و احساسات دارد اما به دلیل مشکلات و موانع، این دل گرفتار و بسته میشود. او به وضعیت خود اشاره میکند که در هر لحظه به دلیل وابستگیها و تعلقاتش، احساس خفگی و محدودیت میکند. شاعر همچنین به عشق و فریبها اشاره میکند و بیان میکند که چگونه حتی در میان نامهای خدا و عشق واقعی، انسانها ممکن است به چیزهای سطحی و ظاهری وابسته شوند. او در نهایت به آرزوی رهایی و گشایش از این بندهای عاطفی میپردازد و از کسی میخواهد تا جانش را به دست او بسپارد تا از این وضعیت رهایی یابد. شعر به نوعی به حقیقت وجودی و ناپایداری زندگی اشاره میکند.