نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر

شورش دیوانه از باد بهاری بیش‌تر

دوش کز هر شب قرارش با تغافل بیش بود

بود ما را هم زهر شب بیقراری بیش‌تر

از غضب هر چند نازش بار بر دل می‌نهاد

کردم از بی‌طاقتی‌ها بردباری بیش‌تر

زارتر می‌کُشت ما را ناز بی‌پروای او

پیش او چندان که می‌کردیم زاری بیش‌تر

طعنه بر بیتابیم کم زن که کار و بار عشق

اختیاری هست، امّا اضطراری بیش‌تر

از زمین برداشت ما را عشق و بر گردون فکند

اعتبارم بیش شد بی‌اعتباری بیش‌تر

از برای امتحان فیّاض ما را داده‌اند

اختیاری، ضعفش از بی‌اختیاری بیش‌تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساسات عمیق و پیچیده‌ خود اشاره می‌کند. او از دیدن محبوبش که باعث شور و شوق او شده، صحبت می‌کند و به حالتی از درد و ناله پرداخته است. دلتنگی و آرزوی وصال در کنار حسرت گذشته، او را به جایی کشانده که در تنگنا به سر می‌برد و حتی آماده است که خود را بیشتر از این نیز پنهان کند. همچنین، او از خستگی و بار سنگین عشق و پیری سخن می‌گوید، با اشاره به اینکه چگونه این احساسات او را خمیده و ضعیف کرده‌اند. در کل، این اشعار به زیبایی درون‌مایه‌های عشق، درد و ناکامی را به تصویر می‌کشند.