نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر

خون گشته تر ز غنچه و زنگار بسته‌تر

شیرازه بگسلم چو گل از ننگ تا به کی!

چون غنچه دل به صحبت هر خار بسته‌تر

بیم گشایشم گرة خاطرست آه

چون غنچه هر نفس شودم کار، بسته‌تر

دل را تعلّقات به مستی فزوده است

زنگار بسته‌ای شده ز نگار بسته‌تر

ای آنکه لاف عشق زنی با هزار کار

دل بسته‌ای به یار و به اغیار بسته‌تر

نام خداست بر لب و دل بستة هوا

گر بت شکسته شد شده زنّار بسته‌تر

صبح عدم که طبل رحیل فنا زنند

کس از برهنگان نبود بار بسته‌تر

بر دامن تو روز جزا رنگ خون ما

باشد زرنگ چهرة گلنار بسته‌تر

فیّاض جان نثار «رهی» کن که گفته است

«مفت گشادگی چو شود کار بسته‌تر»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف لذت و شادی ناشی از نوشیدن شراب و زیبایی‌های عشق می‌پردازد. شاعر به تمسخر دیدگاه‌های سنتی نسبت به شراب و میخانه‌ها می‌پردازد و احساسات خود را نسبت به لب عشق و باده بیان می‌کند. او با نشانه‌گذاری بر روی زیبایی و خوشی‌هایی که از نوشیدن شراب می‌گیرد، به نیمه دیگر زندگی و هنر شادی می‌نگرد. در نهایت، او نسبت به عواقب و موانع اجتماعی در استفاده از این لذتها ابراز نگرانی می‌کند، ولی شیرینی لحظات را فراموش نمی‌کند.