نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فانوسِ شمع کشتة دل شو نهان بسوز

خاموش چون شرار دل سنگ، جان بسوز

تا سایة غرور نیفتد ترا به سر

بال هما به مجمرة آشیان بسوز

پایی سبک رکاب کن، از خاک، جان برآر

بنمای یک کرشمه و هفت آسمان بسوز

پرتو ز شمع مهر نیفتد بخاک ما

بر کشتگان خویش گذر کن روان بسوز

بر هم زن از غبار عدم عرصة وجود

آتش برآر از دل و هر دو جهان بسوز

شب‌ها که در سراغ خودی در خیال‌ها

از من نشان خویش بگیر و نشان بسوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ٔ احساسات و تأثیرات عشق و زندگی بر دل شاعر است. او با وجود بالا رفتن سن و پیری هنوز ذوق و شوقی در دل دارد و همچنان به عشق و زیبایی فکر می‌کند. او به شبنم و غنچه‌ها اشاره می‌کند و حسرت و غم را در دلش حس می‌کند، هرچند که ظاهرش دچار تغییرات شده است. علاوه بر این، شاعر از خاطرات و رویاهایش صحبت می‌کند، و نشان می‌دهد که عشق و زیبایی همچنان در وجودش تأثیرگذار است. در نهایت، با وجود فشار زمان و مصائب زندگی، او همچنان در فکر و احساساتش به تصویر عشق و زیبایی پایبند مانده است.