نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ویران دل و تو در دل ویرانه‌ای هنوز

این خانه شد خراب و تو در خانه‌ای هنوز

ما را به آشنائیت امید طرفه بود

بیگانه هم شدیم و تو بیگانه‌ای هنوز

آخر گمان صبر ز ما از دلت نرفت

معلوم می‌شود که چه جانانه‌ای هنوز

یک سوختن جزای محبّت نمی‌شود

ای شعله در تلافی پروانه‌ای هنوز

در غارت نظاره چه از حسن کم شود

عالم به جرعه مست و تو خمخانه‌ای هنوز

ای سبزة دیار محبت چه آفت است

عالم تمام سبز و تو دردانه‌ای هنوز

فیّاض حرف وصل دلیرانه می‌زنی

معلوم می‌شود که تو دیوانه‌ای هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی غم و ناکامی‌های بشری می‌پردازد. شاعر به وجود احساس تنهایی و ناامیدی در دنیا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که آسایش واقعی در دنیای خاکی وجود ندارد. همچنین به افول و فنا در زندگی اشاره دارد و می‌گوید که در این جهان هیچ کس پاکی مطلق ندارد. همچنین به عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق واقعی باید با پاکی همراه باشد. در پایان، شاعر به دشواری درک مفهوم عشق و فنا اشاره می‌کند و می‌گوید که فهم این حقیقت بستگی به شناخت و ادراک فرد دارد.