شمارهٔ ۴۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
سحاب خشک حسرت میدهد مشتاق باران را
چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمیاری
به امیدی نشاندی ای صبا امیدواران را
نمک دارد که بعد از انتظار غم ز دل بردن
جراحت تازه سازد نامة او دلفگاران را
گلستان را به سر تا سایة سرو تو افتادست
بهار تازهرو دادست گویی نوبهاران را
هنوز اندر چمن زان شب که بگشادی گریبانی
گل از بوی تو بر هم مینهد داغ هزاران را
ستم باشد پس از رو دادن اسباب جمعیّت
که گردون دورتر گرداند از هم دوستداران را
مگر از کوی او فیّاض انداز سفر دارد
وداع طرفهای میکرد امشب باز یاران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات و آرزوهای عاشقانه میپردازد. شاعر از بیقراری و انتظار برای دیدار محبوب خود سخن میگوید و حسرت و longing را توصیف میکند. او به زیباییهای طبیعت و تأثیر حضور محبوب بر آنها اشاره میکند، بهخصوص تأثیر بوی محبوب بر گلها و چمنها. همچنین، شاعر به مشکلات و دوری میان دوستداران اشاره میکند و در نهایت امید به دیدار مجدد یاران و محبوب را بیان میکند. این شعر، ترکیبی از عشق، انتظار و زیباییهای طبیعی را به تصویر میکشد.