شمارهٔ ۴۸ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
که دشوارست قطع وادی این فرسوده پایان را
که میگوید نوابخشان این کو را که یک ساعت
به طرف دامنی گیرند دست این بینوایان را
چه خواهد شد نگاهی گر نباشد گوشة چشمی
بدین بیگانگی تا کی توان دید آشنایان را
غنای سلطنت کممایهتر از مسکنت دیدم
مگر غالب شریکی هست با شاهان گدایان را
فریب رهبران شرع بیش از رهزنان باشد
نمیدانم که از ره برده باشد رهنمایان را؟
دماغ دوربینیهای عقل از عاشقان ناید
دلیل دیگری میباید این آشفتهرایان را
به من گفتی چرا فیّاض ترک زهدورزی کرد
چه دانم من به وی تقریر کن این بختآیان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اوضاع نابسامان و بیعدالتیهای اجتماعی اشاره میکند. او از وضعیتی میگوید که پیشوایان و رهبران نمیتوانند به نیازهای واقعی مردم پاسخ دهند و در عوض به دلایلی از قبیل مقام و ثروت غافلند. شاعر با تردید به این نکته میپردازد که آیا رهبران واقعاً درک درستی از مشکلات دارند یا نه، و به فریبکاریهای آنها اشاره میکند. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که عقل و درک نمیتوانند احساسات و مشکلات عمیق عاشقان و مردم را درک کنند. در نهایت، شاعر از تغییری در رفتار یکی از دوستانش نام میبرد و از دیگران میخواهد که دلایل این تغییر را برای او توضیح دهند.