شمارهٔ ۴۶۸ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش
گر نه گلچینی برو خار سر دیوار باش
در نظر چون خفتگان آیند بیداران عشق
مستییی گر میکنی در بزم ما هشیار باش
هر چه باشی آن چنان کن کز تو آسایش برند
در گلستان گل نباشی رخنهٔ دیوار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و درد ناشی از عشق و جدایی اشاره دارد. شاعر از عشق و تمنای بوسهای صحبت میکند که به خاطر آن دلش به درد آمده و در یادگاری از محبوب به زخمهایش اشاره میکند. او خود را مانند صبا، آواره و پریشان میبیند و در جستجوی کمند موی محبوب است تا بتواند خود را بسته و از این آوارگی نجات دهد. همچنین، شاعر میگوید که زاهدان نیز از عشق و دلشکستگی رنج میبرند و حتی دلها از محبت شکافیده میشوند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر با انتقاد یا ضربهای مواجه شوند، عشق واقعی قادر است انسان را سربلند کند و افتخار را به او بازگرداند.