نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش

دل پیمانه خون شد ز انتظار بوسة دستش

به ناخن تازه دارم زخم تیرش را که می‌خواهم

در ایّام جدایی یادگاری باشد از شستش

پریشان کردن دل چون صبا آواره‌ام دارد

کمند طرّه‌ای کو، تا کند یک باره پا بستش

نه تنها می پرستانند از زاهد دل آزرده

دل تسبیح هم سوراخ سوراخست از دستش

مرنج از طعنة دشمن گر افتادی ز پا فیّاض

که باشد سربلند آن سر که عشق او کند پستش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای دل می‌پردازد. شاعر از پیام‌های ناله و آهی که به او می‌رسد سخن می‌گوید و به عشق و گناه اشاره می‌کند. او عشق را مانند شرابی با رنگ لعل و زیبا توصیف می‌کند و بر این باور است که هر کسی که به عشق خود درد و دل کند، در نهایت بدون دلیل و شواهد، به حکم عشق پاسخ خواهد گرفت. در پایان، شاعر به نگاه معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگر معشوق به آن‌ها نگاه نکند، هنوز هم تأثیر نگاهش به سمت آن‌ها خواهد رسید.