شمارهٔ ۴۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز من منّت بود سرو و سمن را
به خون دیده پروردم چمن را
به جرم دوستی از دولت دل
چهها بر سر نیامد کوهکن را
ندارم کاو کاو ناخن غم
لباس نو کنم داغ کهن را
زکات نیکویی ضبط نگاه است
به یاد از من نگهدار این سخن را
حرامت باد نام عشق فیّاض
به هفت آب ار نمیشویی دهن را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از محبت و دوستیش به محبوب سخن میگوید و از درد و رنجهایی که در این راه متحمل شده، مینالد. او میگوید که با تلاشهایش، چمن را پرورش داده و با اشکهایش زیباییها را به وجود آورده است. در عین حال، از نداشتن و غمهایش صحبت میکند و به زکات نیکیها اشاره میکند که باید حفظ شود. نهایتاً به عشق و حرمت آن با تأکید بر پاکی و عدم آلودگی به گناه میپردازد.